1- دانشیار گروه روانشناسی ، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران ، hkazemi@pnu.ac.ir
2- کارشناسی ارشد روانشناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
چکیده: (50 مشاهده)
عشق به عنوان یکی از عناصر بنیادین روابط زناشویی، نقش مهمی در زندگی و ابعاد گوناگون روانشناختی زنان متاهل ایفا کرده است. لذا پژوهش حاضر با هدف مقایسه تمایزیافتگی خویشتن، سبک های کنترل فکر و قدرت شکیبایی در زنان متاهل با سطوح متفاوت تجربه عشق انجام شد. روش این پژوهش پیمایشی و از نوع تحقیقات بنیادی و توصیفی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل زنان متاهل شهر اصفهان بودند که با شیوه نمونه گیری در دسترس نمونه ای به حجم 203 نفر از آنان انتخاب شد. برای گردآوری داده ها از مقیاس های معتبر تمایز یافتگی خویشتن (اسکورون و فریدلندر، 1998)، کنترل فکر (ولز و دیویس، 1994)، شکیبایی (ایوانز، 1980) و مقیاس عشق (ایوانز، 1980) استفاده شد. به منظور تعیین سطوح متفاوت تجربه عشق و تحلیل یافته ها پس از پاسخگویی به پرسشنامه ها، زنان متاهل یراساس نمره کسب شده در مقیاس عشق و با کمک چارک ها در سه سطح عشق بالا (69 نفر)، متوسط (70 نفر) و پایین (64 نفر) طبقه بندی شدند و سپس داده ها با استفاده از تحلیل واریانس تک متغیری و چند متغیری و پس آزمون LSD تحلیل شد. نتایج نشان داد میزان تمایزیافتگی خویشتن و قدرت شکیبایی زنان متاهل در سطح عشق (پایین و متوسط) با یکدیگر برابرند ولی در زنان متاهل با سطح تجربه عشق بالا در مقایسه با دو گروه دیگر، میزان تمایز یافتگی خویشتن و شکیبایی بیشتر است و میزان استفاده از سبک های کنترل فکر کمتر است. همچنین در بررسی مولفه ای، زنان متاهل با سطح تجربه عشق بالا در متغیر تمایز یافتگی خویشتن میزان مولفه های جایگاه من و گسلش عاطفی بیشتر است و در متغیر سبک های کنترل فکر میزان مولفه های پرت کردن حواس و ارزیابی مجدد کمتر است (05/0P<). پس می توان گفت بین تمایزیافتگی خویشتن، سبک های کنترل فکر و قدرت شکیبایی در زنان متاهل با سطوح متفاوت تجربه عشق، تفاوت معناداری وجود دارد و روانشناسان و مشاورین با توجه به یافته های این پژوهش می توانند در روند مداخلات درمانی مراجعین گامی موثرتر بردارند.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
تخصصي دریافت: 1404/2/8 | ویرایش نهایی: 1405/3/4 | پذیرش: 1405/3/4 | انتشار: 1405/12/10
ارسال پیام به نویسنده مسئول