جستجو در مقالات منتشر شده


۲ نتیجه برای رحیمیان بوگر

اسحق رحیمیان بوگر، محمدعلی بشارت، محمدرضا مهاجری تهرانی، سیاوش طالع پسند،
دوره ۶، شماره ۱ - ( ۵-۱۳۹۰ )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی و مدل یابی تأثیر مستقیم و غیرمستقیم دانش دیابتی و حمایت اجتماعی بر خودمدیریتی دیابت اجرا شد. در یک زمینه‌یابی مقطعی تعداد۵۰۰ نفر (۲۴۵ مرد و ۲۵۵ زن ) بیمار سرپایی مبتلا به دیابت نوع II انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه اطلاعات جمعیت‌شناختی، مقیاس خودمدیریتی دیابت (DSMS)، مقیاس خودکارآمدی دیابت (DSES)، مقیاس باور به اثربخشی درمان (BTES)، مقیاس حمایت اجتماعی (SOSS)، مقیاس دانش دیابتی (DKS) و مقیاس رابطه پزشک- بیمار (PPCS) جمع‌آوری و مدل به دست آمده، تحلیل شد. تاثیر مستقیم دانش دیابتی بر خودمدیریتی دیابت معنادار بود و تأثیر غیرمستقیم آن از طریق باور به اثربخشی درمان و خودکارآمدی بر خودمدیریتی دیابت تأیید شد. تاثیر مستقیم حمایت اجتماعی بر خودمدیریتی دیابت معنادار بود و تأثیر غیرمستقیم آن از طریق باور به اثربخشی درمان و خودکارآمدی بر خودمدیریتی دیابت تایید شد. اگرچه تاثیر دانش دیابتی و حمایت اجتماعی بر رابطه درمانی معنادار بود، ولی رابطه درمانی بر خودمدیریتی دیابت تاثیر معناداری نداشت. دانش دیابتی و حمایت اجتماعی از طریق باور به اثربخشی درمان و خودکارآمدی بر خودمدیریتی دیابت تاثیر مستقیم و غیرمستقیم دارند. بنابراین، در تدوین برنامه‌های بهبود خودمدیریتی و مدیریت بهتر دیابت، توجه متخصصان درمانی به باورهای بیمار و متغیرهای وابسته آن مفید است.
اسحق رحیمیان بوگر، محمدعلی بشارت،
دوره ۷، شماره ۲ - ( ۱۱-۱۳۹۱ )
چکیده

چکیده
هدف مطالعه حاضر بررسی اثربخشی برنامه کاهش استرس بهشیاری‌محور به شکل گروهی بر شدت فیبرومیالژی بود. در یک طرح شبه آزمایشی، یک کارآزمایی کنترل شده تصادفی با سنجش در خط پایه، پس از مداخله و پی-گیری با گروه کنترل انجام گرفت. تعداد ۲۵ بیمار با تشخیص فیبرومیالژی از میان بیماران مراجعه‌کننده به بیمارستان پارسیان شهر تهران به صورت در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی به گروه آزمایش (۱۳ = n؛ تحت برنامه کاهش استرس بهشیاری‌محور طی ۸ جلسه گروهی یک بار در هفته) و گروه کنترل (۱۲ = n) گماشته شدند. کلیه شرکت کنندگان پرسشنامه اطلاعات جعیت شناختی و شاخص ترکیبی شدت فیبرومیالژی (ICAF) را در سه مرحله خط پایه، پس از مداخله و پی‌گیری تکمیل کردند. نتایج تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر نشان داد که بیماران دریافت‌کننده برنامه کاهش استرس بهشیاری‌محور در دو مرحله پس از مداخله (سه ماه بعد از سنجش خط پایه) و پی‌گیری (۹ ماه پس از سنجش خط پایه) شدت پایین‌تر فیبرومیالژی را گزارش کردند و عملکرد کلی آنان در مقایسه با گروه کنترل بهتر شده بود. طبق نتایج این پژوهش، برنامه کاهش استرس بهشیاری‌محور به شیوه گروهی روش موثری برای کاهش شدت فیبرومیالژی است. این یافته دارای دستاوردهای کاربردی برای مسیرهای پژوهشی در آینده و نیز کار بالینی در این زمینه است.


صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به روانشناسی معاصر، دوفصلنامه انجمن روانشناسی ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق