جستجو در مقالات منتشر شده


۳ نتیجه برای عبدی

محسن گل‌پرور، صفیه محسن‌زاده، علی راعی، عبدالرسول عبدی،
دوره ۱۰، شماره ۲ - ( ۱۲-۱۳۹۴ )
چکیده

رفتارهای انحرافی در اغلب شرایط برای افراد و سازمان­ ها زیان­بار هستند. با این­ حال در سطح فردی این رفتارها می ­توانند در پاسخ به استرس شغلی به عنوان رفتارهای جبرانی در نظر گرفته شوند. این پژوهش با هدف بررسی نقش تعدیل­ کننده رفتارهای انحرافی در رابطه بین استرس شغلی و امنیت روانشناختی ادراک شده و مقایسه این روابط در دو سازمان مستقل صنعتی و اداری اجرا شد. از میان کارکنان دو سازمان در اصفهان به ترتیب ۲۰۴ و ۲۷۷ نفر انتخاب شدند و به پرسشنامه ­های­ رفتار­های انحرافی (DBQ)، استرس شغلی (JSQ) و امنیت روانشناختی ادراک­ شده (PPS) پاسخ دادند. نتایج نشان داد که بین استرس شغلی و امنیت روانشناختی ادراک شده رابطه منفی معنادار و بین استرس شغلی با رفتارهای انحرافی معطوف به افراد و سازمان رابطه مثبت معنادار وجود دارد. هم­ چنین نتایج نشان داد که رفتارهای انحرافی، رابطه استرس شغلی را با امنیت روانشناختی ادراک­ شده تعدیل می­ کند؛ به این معنا که وقتی رفتارهای انحرافی معطوف به افراد و سازمان بالا است، بین استرس شغلی و امنیت روانشناختی ادراک شده رابطه معنادار وجود ندارد، اما زمانی­ که رفتارهای انحرافی معطوف به افراد و سازمان پایین است، بین استرس شغلی و امنیت روانشناختی ادراک­ شده رابطه منفی معنادار وجود دارد. در مجموع نتایج این پژوهش نشان می­ دهد که با وجود برخی تفاوت­ ها در دو مجموعه اداری و صنعتی مورد بررسی در پژوهش حاضر، رفتارهای انحرافی معطوف به افراد و سازمان می­ توانند به عنوان یک عامل جبرانی در رابطه بین استرس شغلی و امنیت روانشناختی ادراک­ شده عمل کنند. 


راضیه پاک، رضا عبدی، غلامرضا چلبیانلو،
دوره ۱۲، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۶ )
چکیده

مولتیپل­اسکلروزیس (MS) در زمرۀ بیماری­های خاص، یک اختلال التهابی مزمن و حادّ سیستم اعصاب مرکزی است که با تظاهرات کلینیکی و ناتوانی عصبی شدید همراه است. درمان مبتنی بر پذیرش و تعهّد یکی از درمان­های موج سوم است که در جمعیت پزشکی، به منظور کمک به افراد در مقابله با استرسِ بیماری­های جسمانی مورد توجه قرار گرفتهاست. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهّد (ACT) بر اجتناب تجربه­ای و پذیرش بیماری در افراد مبتلا به مولتیپل­اسکلروزیس (MS) انجام گرفت. جامعۀ آماری مطالعۀ حاضر شامل کلیۀ افراد مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس استان آذربایجان شرقی در سال ۹۵ بود. ۳۰ نفر از بین مراجعه­کنندگان به انجمن MS به روش نمونه­گیری هدفمند انتخاب و به صورت انتساب تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و گروه کنترل (۱۵ نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش بصورت هفتگی، ۱۰ جلسه درمان ACT دریافت- کردند. ابزار جمعآوری اطّلاعات، پرسشنامۀ پذیرش مولتیپل اسکلروزیس (MSAQ) و پذیرش و عمل نسخۀ دوم (AAQ-II) بود.       در این پژوهش از تحلیل واریانس با اندازه­گیری­های مکرر آمیخته (ANOVA) استفاده­ شد و تجزیه و تحلیل داده­های مزبور به وسیله برنامۀ آماری SPSS۲۱ انجام گرفت. نتایج حاصل از تحلیل واریانس نشان داد که نمرۀ پذیرش بیماری در دو مرحلۀ پس­آزمون و پیگیری در گروه آزمایش به طور معناداری افزایش داشتهاست. بنابراین شایسته به نظر می­رسد که علاوه بر مشکلات جسمانی این جمعیت، به مسائل روانشناختی آنها نیز توجه شود و در کنار دارودرمانی، درمان­های روانشناختی و از جمله رویکرد درمانی پذیرش و تعهّد، مدّ نظر قرار گیرد.   
دکتر عباس بخشی پور رودسری، دکتر تورج هاشمی نصرت آباد، خانم افسانه جوربنیان، دکتر مجید محمودعلیلو، دکتر رضا عبدی،
دوره ۱۵، شماره ۱ - ( ۵-۱۳۹۹ )
چکیده

 اختلال اضطراب اجتماعی یکی از شایع­ترین اختلالات روانشناسی به شمار می­رود. هدف از اجرای این پژوهش بررسی روابط ساختاری عوامل روانی- اجتماعی مؤثر بر اضطراب اجتماعی بوده است که در آن مؤلفه­هایی همچون سبک­ والدگری مستبدانه، تنظیم هیجان، حساسیت اضطرابی، اجتناب رفتاری، حمایت اجتماعی ادراک‌شده و نشخوار ذهنی در قالب یک مدل مورد مطالعه قرار گرفته­اند.  مطالعۀ حاضر از نوع همبستگی با رویکرد تحلیل مسیر بود که در آن متغیرهای مورد مطالعه با اجرای پرسشنامه­­های علائم اضطراب اجتماعی، سبک­های فرزند پروری، مقیاس دشواری در تنظیم هیجان، مقیاس حساسیت اضطرابی، مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراک‌شده، مقیاس اجتناب شناختی رفتاری و مقیاس پاسخ­های نشخواری روی ۴۱۰ (۲۱۰ دختر و ۲۰۰ پسر) دانشجوی مشغول به تحصیل دانشگاه تبریز موردبررسی قرار گرفته­اند و داده­های به‌دست‌آمده از طریق نرم­افزارهای آماری  SPSS۲۱ و AMOS۲۳ تحلیل شدند. نتایج تحلیل­ها نشان داد که اضطراب اجتماعی با درصد بالایی از معناداری (۰۰۱/۰>P) از سبک والدگری مستبدانه، ضعف در تنظیم هیجان و حساسیت اضطرابی اثر می­پذیرد و بر احساس فقدان حمایت اجتماعی، اجتناب رفتاری و نشخوار ذهنی اثر می­گذارد، همچنین احتساب شاخص­های برازش مدل نهایی نشان از برازندگی مطلوب مدل مورد مطالعه داشت. طبق نتایج مشخص می­شود که سبک والدگری مستبدانه به عنوان یک عامل زمینه­ای تا چه اندازه می­تواند به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم پیامدهای مخرب کوتاه و بلندمدتی در زمینه­های مربوط به تنظیم هیجان، حساسیت اضطرابی، رفتارهای اجتنابی، احساس حمایت اجتماعی و مهم­تر از همه، اضطراب اجتماعی ایجاد نماید.


صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به روانشناسی معاصر، دوفصلنامه انجمن روانشناسی ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق