فشار روانی ناشی از چندگانگی نقش زنان در خانواده و جامعه و نیز تغییرات فیزیولوژیکی و هورمونی دوران یائسگی سبب میشود زنان میانسال بیشتر در معرض خطر ابتلا به اختلالات افسردگی و اضطرابی و به تبع آن کاهش در تواناییهای شناختی قرار گیرند، لذا، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی ذهنآگاهی در رابطهی بین افسردگی و اضطراب با تواناییهای شناختی در زنان میانسال انجام شد. روش پژوهش، توصیفی- همبستگی از نوع مدلسازی معادلات ساختاری بود. جامعهی آماری شامل تمام زنان ۴۰ تا ۶۰ سال ساکن شهر شیراز در سه ماههی اول سال ۱۴۰۲ بوده که ۳۳۱ نفر به صورت نمونه در دسترس ملاک ورود به پژوهش را داشتند. ابزارهای سنجش مورد استفاده شامل، مقیاس ذهنآگاهی، توجه، هوشیاری (MAAS) براونو رایان (۲۰۰۳)، فرم کوتاه مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس(DASS-۲۱) لاویبوند و لاویبوند (۱۹۹۵) و پرسشنامهی تواناییهای شناختی نجاتی (۲۰۱۳) بوده است. بهمنظور تحلیل مدل پژوهش، از برآورد بیشینهی درستنمایی و آزمون معناداری بوتاستریپ استفاده شد. نتایج، حاکی از رابطهی معنادار افسردگی و اضطراب هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیرمستقیم و با میانجیگری ذهنآگاهی بر تواناییهای شناختی در زنان میانسال بوده است (۰۵/۰P<). همچنین رابطهی مستقیم و منفی افسردگی و اضطراب با ذهنآگاهی و رابطهی مستقیم و مثبت ذهنآگاهی با تواناییهای شناختی نیز معنادار بود (۰۵/۰P<). بنابراین سطوح بالای افسردگی و اضطراب و متعاقب آن، سطوح پایین ذهنآگاهی در زنان میانسال را میتوان بهعنوان عوامل منفی مؤثر بر تواناییهای شناختی در دوران میانسالی در نظر گرفت.