دوره 13، شماره 1 - ( 5-1397 )                   جلد 13 شماره 1 صفحات 50-61 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


1- استادیار، گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران. ، a.kiani@uma.ac.ir
2- دانشجوی پزشکی، دانشکده آموزش‌های بین‌الملل، دانشگاه چاینا مدیکال، شن‌یانگ، چین.
3- کارشناس ارشد، گروه مشاوره، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران.
4- کارشناس ارشد، گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی، واحد اردبیل، دانشگاه آزاد اسلامی، اردبیل، ایران.
متن کامل [PDF 5151 kb]   (583 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (726 مشاهده)
متن کامل:   (58 مشاهده)
مقدمه
خودکشی یکی از علل اصلی مرگ در جهان، به‌ویژه در میان نوجوانان و جوانان است (سازمان سلامت جهانی، 2013). تحقیقات تجربی نشان داده است عوامل خطر چندگانه‌ای در خودکشی دخیل هستند که شامل افکار و اقدام به خودکشی (لارج، اسمیت، شارما، نیلسن و سینگ، 2011)، آسیب‌شناسی روانی (بارزیلای و آپتر، 2014)، خودجرحی غیرخودکشی‌گرایانه (کلونسکی، می و گلن، 2013)، رفتارهای خطرآفرین برای سلامت (کینگ، راچکین و شواب استون، 2003) و حمایت اجتماعی و خانوادگی ضعیف (ایوانز، هاوتون، رادهامز و دیکز، 2005) می‌شود.
 در سال 2000 برآورد شده بود که 6/6 نفر در هر 100 هزار نفر در ایران مرتکب خودکشی منجر به مرگ می‌شوند (شیرازی و همکاران، 2012)، اما تحقیقات نشان می‌دهد این آمار تا 9/9 نفر در دو دهه اخیر افزایش یافته است (حسنیان مقدم و زمانی، 2017). همچنین، در برابر یک اقدام به خودکشی موفق و منجر به مرگ،20 تا 25 اقدام به خودکشی ناموفق اتفاق می‌افتد (کیانی و رشید، 2019)؛ بنابراین، برآوردی محافظه‌کارانه نشان می‌دهد بیش از 198 هزار نفر در سال 2016 در ایران مرتکب خودکشی شده‌اند. از این رو گسترش دانشی عمیق و راهبردهای پیشگیری از خودکشی، موضوعی اجباری و ضروری در جامعه ما به نظر می‌رسد، به‌ویژه در دانشجویان که در برابر خودکشی واقعاً آسیب‌پذیر هستند (رشید، کیانی، خرمدل، غلامی و صنوبر، 2016). 
بسیاری از نظریه‌پردازان در پی تبیین خودکشی بوده‌اند. شنیدمن (1993) خودکشی را نوعی پاسخ به درد ویران‌کننده می‌داند (درد روانی). بامیستر (1990) خودکشی را نوعی فرار از وضعیت ذهنی آزارنده می‌دانست. آبرامسون و همکاران (2000) بر نقش ناامیدی و درماندگی در خودکشی تأکید داشتند. 
این نظریه‌ها یقیناً در راهنمایی تحقیقات مربوط به خودکشی و تلاش‌های پیشگیرانه مفید بوده‌اند. همزمان، این نظریه‌ها خصیصه خاصی داشتند که پیشرفت آن‌ها را در درک خودکشی محدود می‌کرد: آن‌ها در تبیین تمییز بین افکار خودکشی از رفتار خودکشی با شکست مواجه شدند. این تمییز، به‌ویژه زمانی حائز اهمیت است که می‌بینیم افراد بسیاری هستند که ایده‌پردازی و افکار خودکشی دارند، اما هرگز اقدام به خودکشی نمی‌کنند (کلونسکی و می، 2015). پس، با توجه به آنچه گفته‌ شد، به فراتررفتن از بررسی این ارتباطات ساده نیاز داریم و باید بر سازوکارهای علّی یکپارچه متمرکز شویم (اُکانر، 2011) که این شامل خلق مدل‌های نظری محکم درباره خودکشی می‌شود که هم بتواند عوامل خطر مبتنی بر شواهد را مد نظر قرار دهد و هم بینشی درباره فرایند شکل‌گیری رفتار خودکشی فراهم آورد.
از این رو 14 سال پیش، پیشرفتی اساسی در نظریه‌های خودکشی اتفاق افتاد؛ یعنی، زمانی که جوینر (2005) نظریه بین‌فردی خودکشی را ارائه کرد. تئوری روان‌شناسی بین‌فردی خودکشی، یکی از مدل‌های در حال رشد در زمینه خودکشی در سال‌های اخیر است که در تلاش برای پاسخگویی به سؤالات تجربی درباره سبب‌شناسی و روند رفتار خودکشی است (بارزیلی و آپتر، 2014). 
این مدل، تبیینی از رفتار خودکشی ارائه می‌دهد که آزمون‌پذیر و مبتنی بر شواهد تجربی است و به صورت جامع و گسترده‌ای تعامل دوسویه بین سیستم‌های پویایی درون‌فردی و عوامل خطر بین‌فردی را مد نظر قرار می‌دهد. به‌ویژه، پیشنهاد می‌کند که خطر شدید خودکشی با تعامل سه عنصر ایجاد می‌شود: 1. تجربه تنهایی و انزوای فرد (تعلق‌پذیری خنثی)؛ 2. ادراک فرد از اینکه باری بر دوش دیگران است (ادراک سربار‌بودن)؛ 3. خوگیری فرد با خودآسیب‌رسانی با هدف خودآسیب‌رسانی غیرخودکشی‌گرایانه یا دیگر رفتارهای خطرناک (ون‌اوردن و همکاران، 2010). تعلق‌پذیری خنثی یعنی حس تعلق‌پذیری کم و باور فرد بر اینکه او از دیگر افراد جداست و به خانواده، گروهی از دوستان یا گروهی خاصی تعلق ندارد که خود شامل دو عامل تنهایی و نبود مراقبت دوسویه است. ادراک سرباربودن نشان‌دهنده دیدگاه شخص است مبنی بر اینکه وجود او باری برای اعضای خانواده، دوستان و جامعه است و در نبود او آن‌ها عملکرد بهتری خواهند داشت. این ادراک متشکل از دو عامل تنفر از خود و احساس مسئولیت است (ریبیرو و جوینر، 2009). 
دو سازه تعلق‌پذیری خنثی و ادراک سرباربودن تنها در حضور درماندگی (برای مثال این وضع تغییری نخواهد کرد)، از حالت افکار منفعل خودکشی به حالت تمایل فعال برای خودکشی تبدیل می‌شود، اما هنوز این تمایل فعال برای خودکشی، برای قصد خودکشی کافی نیست، بلکه فرد باید سازه دیگری با عنوان ظرفیت اکتساب‌شده برای خودکشی داشته باشد که به معنی توانایی فرد در غلبه بر حس ذاتی صیانت نفسو انجام رفتارهای خودآسیب‌زننده به قصد مرگ است (ما، باترهام، کایر و هان، 2016؛ ون‌اوردن، کاکروویتز، وایت و جوینر، 2012؛ ریبرو و جوینر، 2009)
چندین مطالعه بالینی و گسترده که توان پیش‌بینی این تئوری را بررسی کردند، نشان دادند تعلق‌پذیری خنثی و ادراک سرباربودن تأثیر معنی‌داری در ایده‌پردازی برای خودکشی دارند (رشید و همکاران، 2016؛ جوینر و همکاران، 2009؛ جان و کاروویتز، 2011). اما مطالعات بسیار کمی تأثیر تعاملی و خودکار تمام عوامل موجود در مدل روان‌شناسی بین‌فردی خودکشی در ارتباط با همدیگر و در ارتباط با عوامل خطر موجود (مثل افسردگی، خودجرحی غیرخودکشی‌گرایانه) را بررسی کرده‌اند (بارزیلی و همکاران، 2015)
مدل مفروض نظریه بین‌فردی خودکشی در تصویر شماره 1 آورده شده است و شامل سه مؤلفه تعلق‌پذیری خنثی، ادراک سرباربودن و ظرفیت اکتساب‌شده است (ون‌اوردن و همکاران، 2010). طبق این مدل، تعلق‌پذیری خنثی می‌تواند از نظر اهمیت و شدت متفاوت باشد. پیوند قدرتمندی بین انزوای اجتماعی و نمود نسبتاً شدید تعلق‌پذیری خنثی که شامل روابط اجتماعی کم یا نبود روابط اجتماعی می‌شود و خودکشی، وجود دارد. تعلق‌پذیری خنثی باعث تأثیرات آسیب‌زننده‌ای بر شناخت و رفتار، مثل نقص در خودتنظیمی، نقص در کارکرد اجرایی، کاهش رفتارهای اجتماعی، رفتارهای پرخاشگرانه، سوگیری‌های خصمانه در پردازش اجتماعی شناختی، رفتارهای خودتخریب غیرعمدی و حالتی از بی‌حسی درونی می‌شود (توئنج، کاتانیس و بامیستر، 2003). حس تعلق‌پذیری پایین، تجربه بیگانگی از دیگران است (جوینر و همکاران، 2009)

 


 
متغیر دوم در این مدل، ادراک سرباربودن است و به این معنی است که وجود یک فرد باری بر دوش خانواده، دوستان و جامعه است. این دید این ایده را پیش می‌آورد که مرگ من بهتر از زنده‌بودن من برای خانواده، دوستان و جامعه است. تحقیقات بین سطح بیشتر ادراک سرباربودن و خودکشی رابطه نشان داده‌اند. دیکاتانزارو (1995) دریافت که ادراک سرباربودن نسبت به خانواده با ایده‌پردازی درباره خودکشی در میان جمعیت‌های مختلف و گروه در معرض خطر زیاد خودکشی، رابطه دارد. 
ون‌اوردن، لینام، هولار، جوینر (2006) در مطالعه‌ای نشان دادند مقیاس ادراک سرباربودن پیش‌بین قدرتمندی در تلاش برای خودکشی و ایده‌پردازی خودکشی است. مهم است که متخصصان به ارزیابی تعلق‌پذیری خنثی و ادراک سرباربودن، به‌ویژه در میان نوجوانان با خطر زیاد خودکشی بپردازند، چون فقط یکی از آن‌ها می‌تواند خطر زیادی برای خودکشی باشد. همچنین، مهم است که در طی درمان، به هر دوی این عوامل توجه شود، چون تحقیق نشان داده است حضور یکی از آن‌ها نمی‌تواند نجات‌بخش زندگی باشد (ون‌اوردن و همکاران، 2012)
سومین متغیر موجود در این مدل، ظرفیت خودکشی است. مفروضه اصلی نظریه بین‌فردی خودکشی این است که تعلق‌پذیری خنثی و ادراک سرباربودن برای مرگ کافی نیستند و مرگ ناشی از خودکشی تنها با حضور ترکیبی تمایل به خودکشی به همراه آسیب‌پذیری ناشی از بی‌باکی از مرگ و تحمل درد جسمی اتفاق می‌افتد (ون‌اوردن و همکاران، 2010). این آسیب‌پذیری‌ها، جزء ابعاد ظرفیت خودکشی هستند و گمان می‌رود ریشه در تعامل بین آمادگی‌های زیستی/ژنتیکی و مواجهه مکرر با رخدادهای دردناک و ناراحت‌کننده زندگی داشته باشند (اسمیت و همکاران، 2012)
این رخدادها شامل تاریخچه خانوادگی خشونت و بدرفتاری‌های دوران کودکی می‌شود (موراریا، 2016). چنین رخدادهایی خوگیری فرد به ترس و درد خودکشی را تسهیل می‌کند و این فرایند خوگیری می‌تواند شامل فرایندهای هماورد و مخالف شود که در آن پاسخ‌های اولیه به ترس و درد، ناگهان گرفتار حالت کمتر‌آزارنده (همچون آرامش و آسایش) می‌شود (ون‌اوردن و همکاران، 2010). از این رو ظرفیت خودکشی هم شامل عنصر آمادگی ذاتی و هم اکتسابی می‌شود و احتمالاً شامل ارتباط متقابل بین این دو عنصر است.
جوینر (2005) پدیده‌ای با عنوان «ظرفیت اکتساب‌شده» را مطرح می‌کند (اورباخ، 2009) و گمان می‌رود اقدام‌های خودکشی مکرر و خودجرحی غیرخودکشی‌گرایانه فراوان، جزء مهم‌ترین عواملی هستند که با آن ظرفیت خودکشی در فرد زیاد می‌شود. پیشینه خودکشی قبلی یکی از قوی‌ترین پیش‌بینی‌های خودکشی است (بران، بک، استیر و گریشام، 2000). اقدام‌کنندگان به خودکشی در مقایسه با گروه کنترل و کسانی که ایده خودکشی دارند، ظرفیت خودکشی بیشتری از خود نشان می‌دهند (اسمیت، کوکروویتز، پوئیندکستر، هوبسان، و کوهن، 2010). مواجهه بیشتر با رویدادهای دردناک و آزارنده زندگی همچون تکانشگری و تجربه‌جویی با ظرفیت ادراک‌شده از سوی خودِ فرد همبستگی دارد (آنستیس، سوبری، گوتیرز، هرناندز و جوینر، 2014). 
درنهایت، درباره یافته‌های پژوهش‌های مربوط به ظرفیت خودکشی می‌توان گفت تحقیق اسمیت و همکاران (2016) نشان داده است افرادی که ایده خودکشی را گزارش کرده‌اند، در مقایسه با افرادی که ایده خودکشی نداشتند، به احتمال بیشتری اقدام به خودکشی را گزارش کرده‌اند و جالب اینجاست که افرادی که ایده خودکشی داشتند و در کنار آن ظرفیت بیشتری برای خودکشی داشتند، اقدام به خودکشی را گزارش کردند. این یافته‌ها با نظریه روان‌شناسی بین‌فردی خودکشی همخوانی دارد؛ مبنی بر اینکه برای تبدیل ایده خودکشی به نیت خودکشی یا اقدام غیرکشنده برای خودکشی، افزایش بی‌باکی از مرگ و تحمل درد جسمی جزء لازم و ضروری هستند. 
بنابراین، با توجه به موارد گفته‌شده و با توجه به اینکه خودکشی در حال حاضر به صورت یک بحران درآمده است و جزء یکی از آسیب‌های اجتماعی اصلی در جامعه ماست و چون مطالعات بسیار کمی تأثیر تعاملی و خودکار تمام عوامل موجود در مدل روان‌شناسی بین‌فردی خودکشی در ارتباط با همدیگر و در ارتباط با عوامل خطر موجود را بررسی کرده‌اند (بارزیلی و همکاران، 2015)، هدف از این پژوهش، بررسی ساختاری مدل نظریه بین‌فردی خودکشی در دانشجویان است تا بتوان بر اساس آن به شناسایی و پیش‌بینی عوامل اثرگذار بر خودکشی پرداخت.

روش
روش این پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی و مدل‌سازی معادلات ساختاری بوده است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمام دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی بودند که 600 نفر از آن‌ها به عنوان نمونه تحقیق بر اساس نمونه‌گیری دردسترس انتخاب شدند. بعد از توضیح درباره هدف از پژوهش و اهمیت زیاد این تحقیق و کسب رضایت آگاهانه، پرسش‌نامه‌ها در اختیار مشارکت‌کنندگان قرار گرفت و از آن‌ها خواسته شد با صداقت و دقت پرسش‌نامه‌ها را تکمیل کنند و به آزمونگر بازگردانند. 

ابزارها
اقدام به خودکشی

برای سنجش اقدام به خودکشی از آیتمی که مبتنی بر مطالعه دهینگرا، بودوشک و اُکانر (2016) بود، استفاده شد. سؤال این بود: پیش‌تر از این تا کنون چند بار واقعاً اقدام به کشتن خود کرده‌اید که در آن تا حدی نیت مردن داشتید؟ دامنه پاسخ‌ها از هیچ تا 5 بار و بیشتر بوده است. 

پرسش‌نامه نیازهای بین‌فردی
این پرسش‌نامه چندین نسخه (10، 12، 15، 18 و 25 سؤالی) دارد که طبق گزارش هیل و پتیت (2014) نسخه 10 و 15‌سؤالی بهترین میزان اعتبار درونی و تناسب را با مدل تحلیل عاملی اکتشافی دارند. از این رو، از نسخه 15‌سؤالی این مقیاس استفاده شد که متشکل از 15 گویه است که به صورت خودگزارشی از شرکت‌کنندگان می‌خواهد که بهترین گزینه ممکن را متناسب با باورهایشان درباره اینکه در حال حاضر تا چه میزان با دیگران در ارتباط هستند (تعلق‌پذیری) و تا چه میزان فکر می‌کنند سربار دیگران هستند (ادراک باربودن) را در یک مقیاس هفت‌درجه‌ای لیکرتی مشخص کنند. اهمیت این پدیده این است که افراد شرکت‌کننده با این ابراز باور‌ها می‌توانند به محققان نشان دهند به چه میزان رفتار‌های بین‌فردی و ارزش چنین رفتار‌هایی می‌تواند رفتار‌های اساسی آن‌ها مثل تمایل به خودکشی را پیش‌بینی کند. 
همچنین نمره بیشتر در این مقیاس به معنای ادراک سرباربودن بیشتر و تعلق‌پذیری خنثی بیشتر است که این هم نشانگر باور فرد بر این است که او در تعاملات اجتماعی منشأ مشکلات و آسیب‌ها برای اطرافیان خود است.درواقع این باور به سرباربودن یا تعلق‌پذیری خنثی ناشی از عوامل محیطی است که فرد در زندگی خود با آن‌ها رو‌به‌رو شده است. اعتبار درونی (آلفا=90 درصد) و پایایی خوبی برای این مقیاس گزارش شده است (هاوکینز و همکاران، 2014؛ ون‌اوردن و همکاران، 2012). 

ظرفیت اکتسابی خودادراکی برای خودکشی
مطالعه ریمکویسین، هاوگود، اُگورمن و دیلئو (2016) پیشنهاد می‌کند که پرسش‌نامه یک‌گویه‌ای «اگر بخواهم می‌توانم خودم را بکشم» می‌تواند بهتر از نسخه کامل هفت‌گویه‌ای آن ظرفیت اکتساب‌شده برای خودکشی در جمعیت بالینی را ارزیابی کند. بر همین اساس، در این تحقیق نیز از پرسش‌نامه یک‌گویه‌ای استفاده شد. پایایی بازآزمایی آن نیز مناسب گزارش شده است (73/0=r). 

پرسش‌نامه رفتارهای خودکشی (تجدید نظرشده)
پرسش‌نامه رفتار خودکشی را عثمان و همکاران (2001) ساخته‌اند و 4 گویه دارد و ایده‌پردازی و اقدام به خودکشی در سراسر زندگی، ایده‌پردازی برای خودکشی در سال گذشته، تهدید به خودکشی و احتمال ارتکاب خودکشی در آینده را بررسی می‌کند. نمره کل بیشتر نشان‌دهنده سطح بیشتری از تمایل فرد به خودکشی است. نمره برش این مقیاس برای جمعیت غیرخودکشی‌گرا 7 است. مطالعه اصلی (عثمان و همکاران، 2001) نشان از روایی همگرای عالی این مقیاس و حساسیت عالی در تمییز آزمودنی‌های خودکشی‌گرا از غیرخودکشی‌گرا دارد. در این تحقیق، همسانی درونی در سطح پذیرفتنی‌ای بوده است (80/0=α) که با مطالعه رشید و همکاران (2016) همخوانی دارد. 

یافته‌ها
دامنه سنی مشارکت‌کنندگان در این پژوهش بین 17 تا 45 سال بوده است و حدود 65 درصد آن‌ها اهل استان اردبیل بوده‌اند و تنها 15 درصد آن‌ها گزارش کردند که به نوعی درآمد دارند. اکثریت دانشجویان، در مقطع کارشناسی و مجرد بوده‌اند. در میان مشارکت‌کنندگان در تحقیق حدود 8 درصد آزمودنی‌ها یک بار اقدام به خودکشی و حدود 4 درصد، دو بار یا بیشتر از دو بار اقدام به خودکشی را گزارش کردند و حدود 20 درصد آن‌ها نوعی ایده‌پردازی درباره خودکشی در دو هفته اخیر داشتند و حدود 30 درصد آن‌ها در 12 ماه اخیر حداقل درباره خودکشی فکر کرده‌اند.
یافته‌ها نشان داد برازش مدل ساختاری پیشنهادی تئوری روان‌شناسی بین‌فردی خودکشی در نمونه‌های ایرانی در محدوده متوسط تا قابل قبول قرار دارد (جدول شماره 1). در این نمونه خی دو معنی‌دار نبود که دلیل آن را می‌توان به دلیل حساسیت بسیار زیاد این شاخص به حجم نمونه و پیچیدگی مدل دانست. مدل اصلاح‌شده، شاخص‌های تناسب بسیار مناسب‌تری دارد (جدول شماره 2). 

تغییرات
 در نظریه بین‌فردی، رابطه مسیر بین نیازهای بین‌فردی و ظرفیت ادراک شده و اقدام به خودکشی ملاحظه شده است. 
در این پژوهش برای ارزیابی مدل از شاخص خی‌دو، شاخص برازندگی (GFI)، شاخص اصلاح‌شده پراکندگی (AGFI)، شاخص نُرم‌شده برازندگی (NFI)، شاخص برازندگی تطبیقی (CFA)، و شاخص بسیار مهم ریشه دوم برآورد واریانس خطای تقریب (RMSEA) استفاده شده است که برای مدل اصلاح شده به ترتیب زیر گزارش شده است: 001/0›، 998/0، 987/0، 995/0، 998/0، 033/0 (جدول شماره 2). به طور کلی، شاخص‌های اصلاح‌شده نیکویی برازش پژوهش در سطح خوبی قرار دارند و همه شاخص‌ها به طور معناداری برازنده داده‌ها هستند و الگوی پیشنهادی پژوهش برازندگی خوبی با داده‌ها دارد. درنتیجه، مدل پیشنهادی نظریه بین‌فردی حاکی از اهمیت نیاز‌های بین‌فردی در تشکیل افکار خودکشی و سپس تبدیل این افکار به اقدام به خودکشی با حضور ظرفیت اکتساب‌شده است (تصویر شماره 2). 
 همان‌طور که در جدول شماره 3 مشاهده می‌شود، ضرایب مسیرهای نیازهای بین‌فردی به افکار خودکشی، افکار خودکشی به ظرفیت ادراک‌شده، افکار خودکشی به اقدام به خودکشی و ظرفیت ادراک‌شده به اقدام به خودکشی در سطح 001/0 معنی‌دار هستند (001/P<). نیازهای بین‌فردی بخش درخور توجهی از شکل‌گیری افکار خودکشی را توجیه می‌کند. با این حال، به نظر می‌رسد که ظرفیت ادراک‌شده برای خودکشی تنها بخش کوچکی از واریانس اقدام به خودکشی را پیش‌بینی می‌کند (جدول شماره 3). 

بحث
هدف از این پژوهش، بررسی ساختاری مدل نظریه بین‌فردی خودکشی در دانشجویان بوده است. یافته‌ها نشان داد این مدل در جامعه مدنظر برازش قابل قبولی دارد. مدل پیشنهادی نظریه بین‌فردی حاکی از اهمیت نیازهای بین‌فردی در تشکیل افکار خودکشی و سپس تبدیل این افکار به اقدام به خودکشی با حضور ظرفیت اکتساب‌شده است. نیازهای بین‌فردی بخش درخور توجهی از شکل‌گیری افکار خودکشی را توجیه می‌کند. با این حال به نظر می‌رسد ظرفیت اکتساب‌شده برای خودکشی تنها بخش کوچکی از واریانس اقدام به خودکشی را پیش‌بینی می‌کند. 


 


 


 


 

این یافته‌ها با یافته ریبرو و جوینر (2009)، دیکاتانزارو (1995ون‌اوردن و همکاران (2006) مبنی بر رابطه بین تعلق‌پذیری خنثی و ادراک سرباربودن با خودکشی همخوانی دارد. در تبیین این یافته می‌توان گفت وقتی فرد احساس کند تعلقی به کسی ندارد، این باعث شکل‌گیری هیجانات منفی در او خواهد شد و این هیجانات ممکن است فرد را به سمت افسردگی و درنهایت خودکشی سوق دهد. ضمناً، وقتی فرد احساس کند سربار خانواده و جامعه است، احساس بی‌ارزشی خواهد کرد و این بی‌ارزش‌شدن باعث می‌شود حس کند لایق و سزاوار زندگی‌کردن نیست و این یأس و ناامیدی باعث می‌شود مرگ را بر زندگی ترجیح دهد. 
این پژوهش نشان داد متغیر ظرفیت اکتساب‌شده خودادراکی برای خودکشی نیز با خودکشی رابطه دارد و قادر به پیش‌بینی خودکشی است. این یافته هم‌راستا با نظریه بین‌فردی خودکشی است. نظریه بین‌فردی‌روان‌شناختی رفتار خودکشی (جوینر، 2005) فرض را بر این می‌گذارد که یک فرد بر اثر خودکشی نخواهد مرد، مگر اینکه او هم میل و هم ظرفیت این کار را داشته باشد. 
همچنین اسمیت و همکاران (2016) نشان داده‌اند افرادی که ایده خودکشی داشتند و در کنار آن ظرفیت بیشتری برای خودکشی داشتند، اقدام به خودکشی را گزارش کردند. این یافته‌ها با تئوری روان‌شناسی بین‌فردی خودکشی همخوانی دارد؛ مبنی بر اینکه برای تبدیل ایده خودکشی به نیت خودکشی یا اقدام غیرکشنده برای خودکشی، افزایش بی‌باکی از مرگ و تحمل درد جسمی (ابعاد ظرفیت خودادراکی) جزء لازم و ضروری هستند. در تبیین این یافته می‌توان گفت که از آنجا که افرادی که ظرفیت زیادی برای خودکشی دارند، قادر به تحمل درد جسمی بیشتری هستند و ترس و هراس کمتری از مرگ دارند. می‌توان پیش‌بینی کرد این افراد بیشتر خود را در معرض رفتارهای خودکشی‌گرایانه قرار می‌دهند، چون هم می‌توانند درد ناشی از آن را تحمل کنند و هم باکی از مرگ ندارند.
رابطه بین ظرفیت خودکشی و اقدام به خودکشی در ایده‌پردازان خودکشی در مقایسه با کسانی که ایده خودکشی نداشتند، به طور چشمگیری متفاوت بود. بدان معنا که افزایش ظرفیت خودکشی باعث افزایش احتمال اقدام به خودکشی در ایده‌پردازان خودکشی می‌شود. 
در مدل نظریه بین‌فردی خودکشی، مدل‌هایی که فرض می‌کنند ایده‌پردازی شدید برای خودکشی یا خطرپذیری بیشتر، برابر است با خطر بیشتر خودکشی، به چالش کشیده می‌شود. این یافته‌ها پیشنهاد می‌کنند که حداقل جنبه‌هایی از ظرفیت خودکشی برای تبدیل ایده خودکشی به اقدام خودکشی اهمیت دارند. پس صرف وجود نیازهای بین‌فردی برای خودکشی کافی نیست، بلکه باید متغیر برانگیزاننده دیگری با عنوان ظرفیت خودکشی وجود داشته باشد تا این افکار بتواند به اقدام تبدیل شود. چون وجود این نیازها ممکن است باعث شود فرد برای همیشه در مرحله افکار و ایده‌پردازی برای خودکشی باقی بماند و هیچ وقت دست به اقدام نزند و در اینجاست که وجود این ظرفیت اکتساب‌شده به فرد کمک می‌کند که این افکار و ایده را تبدیل به عمل کند و دست به رفتار خودکشی بزند. 
بنابر این یافته‌ها، متخصصان درمانی باید به ارزیابی وضعیت سلامت روان افراد عادی و بیمار از نظر ظرفیت خودکشی بپردازند تا بتوانند از عوامل خطر آگاهی پیدا کنند. ابتدا بهتر است به ارزیابی نیازهای بین‌فردی بپردازیم. چون آگاهی از نیازها به ما درباره وجود یا نبود افکار و ایده خودکشی آگاهی می‌دهد. در گام بعدی، اگر بدین نتیجه رسیدیم که افکار خودکشی وجود دارد، باید به بررسی ظرفیت بپردازیم، چون طبق نظریات خودکشی، بسیاری از افرادی که ایده‌پردازی برای خودکشی دارند، ممکن است هیچ‌وقت دست به اقدام نزنند و صرفاً در صورت وجود عامل دیگری به نام ظرفیت خودکشی است که این افکار به اقدام تبدیل می‌شود. پس اگر دیدیم این ظرفیت هم وجود دارد، اینجاست که نیاز به مداخله جدی داریم تا مانع از تبدیل افکار به اقدام شویم.
این مدل، ارزیابی، پیشگیری و مداخلات بی‌نظیری را برای دانشجویان ارائه می‌دهد. این نظریه بر حیطه شناخت‌های ضروری هم در ایده و هم در اقدام خودکشی تأکید دارد. از این رو ارزیابی شناخت‌های مرتبط با پیوند اجتماعی و سرباربودن می‌تواند حائز اهمیت باشد. با شناسایی ظرفیت خودکشی، می‌توان به افراد در معرض خطر کمک شایانی کرد. 
همچنین باید افرادی که خودجرحی غیرخودکشی‌گرایانه دارند نیز شدیداً کانون توجه قرار بگیرند؛ به‌ویژه آن‌هایی که احتمالاً در معرض آسیب‌رسانی به بدن خود یا مرگ هستند. هنگام بررسی رفتارهای خودآسیب‌رسان گذشته، باید به سن شروع، فراوانی، روش خودآسیب‌رسانی، تکانشگری، تجربه درد و سوءمصرف مواد و همچنین شرم و ترس مرتبط با رفتارهای خودآسیب‌رسان توجه شود. در توجه به روابط اجتماعی دانشجویان، باید به تعلق‌پذیری خنثی در آن‌ها شدیداً اهمیت داد. راهبردهایی مانند فعال‌سازی رفتاری برای ارتقای درگیری‌ها و تعاملات اجتماعی و تبادل آن‌ها و آموزش حل مسئله برای افزایش اثربخشی بین‌فردی می‌تواند باعث بهبود روابط اجتماعی آن‌ها شود. پیوندهای خانوادگی، هم در تعلق‌پذیری خنثی و هم در ادراک سرباربودن حائز اهمیت است. 
راهبردهای درمان شناختی‌رفتاری، همچون بازسازی شناختی و شناسایی افکار کارآمد می‌تواند برای کار روی شناخت‌های ناکارآمد مفید باشد. همچنین می‌توان از پکیج‌های امیدواری برای ایجاد امید و دلیل برای زندگی به منظور ارتقای پیوند و تعلق و روابط مثبت با خانواده و جامعه استفاده کرد. آموزش تحمل اضطراب و تنظیم هیجان برای ارتقا و حفظ روابط اجتماعی و کاهش رخدادهای بین‌فردی منفی که باعث فعال‌شدن حس تعلق‌پذیری خنثی و ادراک سرباربودن می‌شود، می‌تواند مفید باشد. یک تحقیق اخیر درباره درمان خودکشی‌ و خودآسیب‌رسانی در نوجوانان (برنت و همکاران، 2013) نشان از تأثیر مؤلفه‌های مشترک مداخلات موفقیت‌آمیز داشت؛ این مؤلفه‌ها شامل تمرکز بر تعامل خانوادگی یا حمایت خارج از خانواده بود. 
این پژوهش فقط روی دانشجویان انجام شده است. از دیگر محدودیت‌های این پژوهش می‌توان به ابزار استفاده‌شده یعنی پرسش‌نامه اشاره کرد که در پاسخ‌دهی به آن ممکن است مطلوبیت اجتماعی نقش داشته باشد. استفاده از ابزارهای دیگر می‌تواند بر دقت نتایج بیفزاید. این پژوهش در جامعه فرهنگی خاصی اجرا شده است و بهتر است در تعمیم نتایج دقت شود. ضمناً، با توجه به اینکه این ابزارها برای اولین‌بار در ایران استفاده شده است، پیشنهاد می‌شود تا به شکل دقیق‌تری بررسی شوند و در موقعیت‌ها و جمعیت‌های مختلفی اجرا شود تا قالیت تعمیم نتایج بیشتر شود. 
درنهایت، یافته‌های این پژوهش بینش خاصی به ما درباره اهمیت سازوکار نیازهای بین‌فردی، یعنی تعلق‌پذیری خنثی و ادراک سرباربودن به عنوان اولین گام برای پیشروی به سوی خودکشی می‌دهند. نتایج این پژوهش برای متخصصانی که با نوجوانان و خانواده‌ها کار می‌کنند اهمیت بسیاری دارد. پس پیشنهاد می‌شود در جایگاه متخصص به خانواده‌ها و جامعه از اهمیت ارتباطات بین‌فردی آگاهی داد تا ناآگاهی باعث شکل‌گیری نیازهای معیوب بین‌فردی نشود و از خودکشی پیشگیری شود. 

ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش

در این پژوهش قبل از اجرای پرسشنامه‌ها در مورد هدف از این پژوهش به مشارکت‌کنندگان آگاهی داده شد و ضمناً این اطمینان برای آنها حاصل شد که پاسخ‌های آنها محرمانه خواهد ماند و در صورت عدم تمایل، می‌توانند قبل از تکمیل پرسشنامه آن را به محقق برگردانند. ضمناً این تحقیق چون در قالب پرسشنامه صورت گرفت و آگاهی‌های لازم اولیه ارائه شد، آسیبی برای آزمودنی‌ها در بر نداشته است.

حامی مالی
این پژوهش از حمایت مالی هیچ نهادی برخوردار نبوده است و با هزینه‌های شخصی نویسندگان انجام شده است.

مشارکت نویسندگان
مفهوم‌سازی تحقیق، بر عهده آقای احمدرضا کیانی و سجاد رشید، اعتبارسنجی، تحقیق و بررسی، منابع، نگارش و ویراستاری نهایی بر عهده آقای احمدرضا کیانی، روش‌شناسی برعهده آقای سجاد رشید، همکاری در اجرای پرسشنامه‌ها بر عهده آقای پژمان هنرمند و خانم فاطمه تموک با نظارت کامل آقای احمدرضا کیانی انجام شده است.

تعارض منافع
نویسندگان این پژوهش هیچ تعارض منافعی از هیچ نوعی گزارش نکردند.

سپاسگزاری
از تمامی دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی که در این پژوهش مشارکت کردند، تقدیر و تشکر می‌شود.


 
References
  1. Abramson, L. Y., Alloy, L. B., Hogan, M. E., Whitehouse, W. G., Gibb, B. E., & Hanklin, B. L. (2000). Suicide science: Expanding the boundaries. Berlin: Springer Science+Business Media.
  2. Anestis, M. D., Soberay, K. A., Gutierrez, P. M., Hernández, T. D., & Joiner, T. E. (2014). Reconsidering the link between impulsivity and suicidal behavior. Personality and Social Psychology Review, 18(4), 366-86. [DOI:10.1177/1088868314535988] [PMID]
  3. Barzilay, S., & Apter, A. (2014). Predictors of suicide in adolescents and adults with mood and common comorbid disorders. Neuropsychiatry, 4(1), 81-93. [DOI:10.2217/npy.13.86]
  4. Barzilay, S., Feldman, D., Snir, A., Apter, A., Carli, V., Hoven, C. W., et al. (2015). The interpersonal theory of suicide and adolescent suicidal behavior. Journal of Affective Disorders, 183, 68-74. [DOI:10.1016/j.jad.2015.04.047] [PMID]
  5. Baumeister, R. F. (1990). Suicide as escape from self. Psychological Review, 97(1), 90-113. [DOI:10.1037/0033-295X.97.1.90] [PMID]
  6. Boardman, A. P., Grimbaldeston, A. H., Handley, C., Jones, P. W., & Willmott, S. (1999). The north staffordshire suicide study: A case-control study of suicide in one health district. Psychological Medicine, 29(1), 27-33. [DOI:10.1017/S0033291798007430] [PMID]
  7. Brent, D. A., McMakin, D. L., Kennard, B. D., Goldstein, T. R., Mayes, T. L., & Douaihy, A. B. (2013). Protecting adolescents from self-harm: A critical review of intervention studies. Journal of the American Academy of Child & Adolescent Psychiatry, 52(12), 1260-71. [DOI:10.1016/j.jaac.2013.09.009] [PMID] [PMCID]
  8. Brown, G. K., Beck, A. T., Steer, R. A., & Grisham, J. R. (2000). Risk factors for suicide in psychiatric outpatients: A 20-year prospective study. Journal of Consulting and Clinical Psychology, 68(3), 371-7. [DOI:10.1037/0022-006X.68.3.371] [PMID]
  9. de Catanzaro, D. (1995). Reproductive status, family interactions, and suicidal ideation: Surveys of the general public and high-risk groups. Ethology and Sociobiology, 16(5), 385-94. [DOI:10.1016/0162-3095(95)00055-0]
  10. Dhingra, K., Boduszek, D., & O’Connor, R. C. (2016). A structural test of the integrated motivational-volitional model of suicidal behaviour. Psychiatry Research, 239, 169-78. [DOI:10.1016/j.psychres.2016.03.023] [PMID]
  11. Elliott, G., Kao, S., & Grant, A. M. (2004). Mattering: Empirical validation of a social-psychological concept. Self and Identity, 3(4), 339-54.‏ [DOI:10.1080/13576500444000119]
  12. Evans, E., Hawton, K., Rodham, K., & Deeks, J. (2005). The prevalence of suicidal phenomena in adolescents: A systematic review of population-based studies. Suicide and Life-Threatening Behavior, 35(3), 239-50. [DOI:10.1521/suli.2005.35.3.239] [PMID]
  13. France, M. K. (2011). Introducing the unified measure of university mattering: Instrument development and evidence of the structural integrity of scores for transfer and native students. Harrisonburg: James Madison University.
  14. Hassanian-Moghaddam, H., & Zamani, N. (2017). Suicide in Iran: the facts and the figures from nationwide reports. Iranian Journal of Psychiatry, 12(1), 73-90. [PMID] [PMCID]
  15. Hawkins, K. A., Hames, J. L., Ribeiro, J. D., Silva, C., Joiner, T. E., & Cougle, J. R. (2014). An examination of the relationship between anger and suicide risk through the lens of the interpersonal theory of suicide. Journal of Psychiatric Research, 50, 59-65. [DOI:10.1016/j.jpsychires.2013.12.005] [PMID]
  16. Hill, R. M., & Pettit, J. W. (2014). Perceived burdensomeness and suicide‐related behaviors in clinical samples: Current evidence and future directions. Journal of Clinical Psychology, 70(7), 631-43. [DOI:10.1002/jclp.22071] [PMID]
  17. Jahn, D. R., & Cukrowicz, K. C. (2011). The impact of the nature of relationships on perceived burdensomeness and suicide ideation in a community sample of older adults. Suicide and Life‐Threatening Behavior, 41(6), 635-49. [DOI:10.1111/j.1943-278X.2011.00060.x] [PMID]
  18. Joiner Jr, T. E., Van Orden, K. A., Witte, T. K., Selby, E. A., Ribeiro, J. D., Lewis, R., et al. (2009). Main predictions of the interpersonal-psychological theory of suicidal behavior: Empirical tests in two samples of young adults. Journal of Abnormal Psychology, 118(3), 634-46. [DOI:10.1037/a0016500] [PMID] [PMCID]
  19. Joiner, T. E. (2005). Why people die by suicide. Cambridge: Harvard University Press.
  20. Kiani, A. R., & Sajjad, R. (2019). Validity of the Integrated Motivational-Volitional model of suicidal behavior in Students: Structural model. Journal of Psychiatry and Clinical Psychology. In Press, Uncorrected proof.
  21. King, R. A., Ruchkin, V. V., & Schwab-Stone, M. E. (2003). Suicide and the continuum of adolescent self-destructiveness: is there a connection? In R. A. King & A. Apter (Eds.), Suicide in Children and Adolescents, Cambridge Child and Adolescent Psychiatry (pp. 41–62). Cambridge: Cambridge University Press. [DOI:10.1017/CBO9780511550423]
  22. Klonsky, E. D., & May, A. M. (2015). The Three-Step Theory (3ST): A new theory of suicide rooted in the “ideation-to-action” framework. International Journal of Cognitive Therapy, 8(2), 114-29. [DOI:10.1521/ijct.2015.8.2.114]
  23. Klonsky, E. D., May, A. M., & Glenn, C. R. (2013). The relationship between no suicidal self-injury and attempted suicide: Converging evidence from four samples. Journal of Abnormal Psychology, 122(1), 231-7. [DOI:10.1037/a0030278] [PMID]
  24. Large, M., Smith, G., Sharma, S., Nielssen, O., & Singh, S. P. (2011). Systematic review and meta‐analysis of the clinical factors associated with the suicide of psychiatric in‐patients. Acta Psychiatrica Scandinavica, 124(1), 18-9. [DOI:10.1111/j.1600-0447.2010.01672.x]
  25. Lewis, R., & Taylor, J. (2009). The social significance of religious resources in the prediction of mattering to others: African American and white contrasts. Sociological Spectrum, 29(2), 273-94. [DOI:10.1080/02732170802584484]
  26. Ma, J., Batterham, P. J., Calear, A. L., & Han, J. (2016). A systematic review of the predictions of the Interpersonal–Psychological Theory of Suicidal Behavior. Clinical Psychology Review, 46, 34-45. [DOI:10.1016/j.cpr.2016.04.008] [PMID]
  27. Murariu, D. (2016). Testing the interpersonal theory of suicide in community-residing older adults [MSc. Thesis]. Richmond: Western University.
  28. O’Connor, R. C. (2011). Towards an integrated motivational-volitional model of suicidal behaviour. In S. Platt, & J. Gordon (Eds.), International Handbook of Suicide Prevention: Research, Policy and Practice (pp. 181-98). Hoboken, New Jersey: John Wiley & Sons. [DOI:10.1002/9781119998556.ch11]
  29. Orbach, I. (2009). Mental pain, pain-producing constructs, the suicidal body, and suicide. In S. Briggs, A. Lemma, W. Crouch (Eds.), Relating to Self-Harm and Suicide- Psychoanalytic Perspectives on Practice, Theory and Prevention (pp. 104-116). Abingdon: Routledge.
  30. Osman, A., Bagge, C. L., Gutierrez, P. M., Konick, L. C., Kopper, B. A., & Barrios, F. X. (2001). The Suicidal Behaviors Questionnaire-Revised (SBQ-R): Validation with clinical and nonclinical samples. Assessment, 8(4), 443-54. [DOI:10.1177/107319110100800409] [PMID]
  31. Rashid, S., Kiani, A., Khorramdel, K., Yeganeh, N., & Zeinaddini, S. (2017). [The relationship between death anxiety, mattering, perceived burdensomeness and thwarted belongingness with suicidal behavior in college students (the interpersonal-psychological theory for suicide) (Persian)]. Iranian Journal of Emergency Care, 1(1), 31-42.
  32. Rashid, S., Kiani, A. R., Khorramdel, K., Gholami, F., & Senobar, L. (2016). The relationship between interpersonal psychological theory of suicide constructs (loneliness, perceived social support, thwarted belongingness and burdensomeness) and suicidal behavior among Iranian students. Health Education & Health Promotion, 4(2), 35-48.
  33. Ribeiro, J. D., & Joiner, T. E. (2009). The interpersonal‐psychological theory of suicidal behavior: Current status and future directions. Journal of Clinical Psychology, 65(12), 1291-9. [DOI:10.1002/jclp.20621] [PMID]
  34. Rimkeviciene, J., Hawgood, J., O’Gorman, J., & De Leo, D. (2016). Assessment of acquired capability for suicide in clinical practice. Psychology, Health & Medicine, 21(8), 954-63. [DOI:10.1080/13548506.2015.1115108] [PMID]
  35. Shirazi, H. R., Hosseini, M., Zoladl, M., Malekzadeh, M., Momeninejad, M., Noorian, K., et al. (2012). Suicide in the Islamic Republic of Iran: An integrated analysis from 1981 to 2007. Eastern Mediterranean Health Journal, 18(6), 607-13.
  36. Shneidman, E. S. (1993). Suicide as psychache: Aclinical approach to self-destructive behavior. Lanham, Maryland: Jason Aronson.
  37. Smith, A. R., Ribeiro, J. D., Mikolajewski, A., Taylor, J., Joiner, T. E., & Iacono, W. G. (2012). An examination of environmental and genetic contributions to the determinants of suicidal behavior among male twins. Psychiatry research, 197(1-2), 60-5. [DOI:10.1016/j.psychres.2012.01.010] [PMID] [PMCID]
  38. Smith, P. N., Cukrowicz, K. C., Poindexter, E. K., Hobson, V., & Cohen, L. M. (2010). The acquired capability for suicide: A comparison of suicide attempters, suicide ideators, and non‐suicidal controls. Depression and Anxiety, 27(9), 871-7. [DOI:10.1002/da.20701] [PMID] [PMCID]
  39. Smith, P. N., Stanley, I. H., Joiner Jr, T. E., Sachs-Ericsson, N. J., & Van Orden, K. A. (2016). An aspect of the capability for suicide—Fearlessness of the pain involved in dying—Amplifies the association between suicide ideation and attempts. Archives of Suicide Research, 20(4), 650-62.‏
  40. Twenge, J. M., Catanese, K. R., & Baumeister, R. F. (2003). Social exclusion and the deconstructed state: Time perception, meaninglessness, lethargy, lack of emotion, and self-awareness. Journal of Personality and Social Psychology, 85(3), 409-23. [DOI:10.1037/0022-3514.85.3.409] [PMID]
  41. Van Orden, K. A., Cukrowicz, K. C., Witte, T. K., & Joiner Jr, T. E. (2012). Thwarted belongingness and perceived burdensomeness: Construct validity and psychometric properties of the Interpersonal Needs Questionnaire. Psychological Assessment, 24(1), 197-215. [DOI:10.1037/a0025358] [PMID] [PMCID]
  42. Van Orden, K. A., Lynam, M. E., Hollar, D., & Joiner, T. E. (2006). Perceived burdensomeness as an indicator of suicidal symptoms. Cognitive Therapy and Research, 30(4), 457-67. [DOI:10.1007/s10608-006-9057-2]
  43. Van Orden, K. A., Witte, T. K., Cukrowicz, K. C., Braithwaite, S. R., Selby, E. A., & Joiner Jr, T. E. (2010). The interpersonal theory of suicide. Psychological Review, 117(2), 575-600. [DOI:10.1037/a0018697] [PMID] [PMCID]
  44. World Health Organization. (2013). World Health Organization suicide prevention. Geneva: World Health Organization.
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: تخصصي
دریافت: ۱۳۹۶/۷/۱۸ | پذیرش: ۱۳۹۶/۱۱/۱۴ | انتشار: ۱۳۹۷/۱/۱

فهرست منابع
1. Abramson, L. Y., Alloy, L. B., Hogan, M. E., Whitehouse, W. G., Gibb, B. E., & Hanklin, B. L. (2000). Suicide science: Expanding the boundaries. Berlin: Springer Science+Business Media.
2. Anestis, M. D., Soberay, K. A., Gutierrez, P. M., Hernández, T. D., & Joiner, T. E. (2014). Reconsidering the link between impulsivity and suicidal behavior. Personality and Social Psychology Review, 18(4), 366-86. [DOI:10.1177/1088868314535988] [PMID] [DOI:10.1177/1088868314535988]
3. Barzilay, S., & Apter, A. (2014). Predictors of suicide in adolescents and adults with mood and common comorbid disorders. Neuropsychiatry, 4(1), 81-93. [DOI:10.2217/npy.13.86] [DOI:10.2217/npy.13.86]
4. Barzilay, S., Feldman, D., Snir, A., Apter, A., Carli, V., Hoven, C. W., et al. (2015). The interpersonal theory of suicide and adolescent suicidal behavior. Journal of Affective Disorders, 183, 68-74. [DOI:10.1016/j.jad.2015.04.047] [PMID] [DOI:10.1016/j.jad.2015.04.047]
5. Baumeister, R. F. (1990). Suicide as escape from self. Psychological Review, 97(1), 90-113. [DOI:10.1037/0033-295X.97.1.90] [PMID] [DOI:10.1037/0033-295X.97.1.90]
6. Boardman, A. P., Grimbaldeston, A. H., Handley, C., Jones, P. W., & Willmott, S. (1999). The north staffordshire suicide study: A case-control study of suicide in one health district. Psychological Medicine, 29(1), 27-33. [DOI:10.1017/S0033291798007430] [PMID] [DOI:10.1017/S0033291798007430]
7. Brent, D. A., McMakin, D. L., Kennard, B. D., Goldstein, T. R., Mayes, T. L., & Douaihy, A. B. (2013). Protecting adolescents from self-harm: A critical review of intervention studies. Journal of the American Academy of Child & Adolescent Psychiatry, 52(12), 1260-71. [DOI:10.1016/j.jaac.2013.09.009] [PMID] [PMCID] [DOI:10.1016/j.jaac.2013.09.009]
8. Brown, G. K., Beck, A. T., Steer, R. A., & Grisham, J. R. (2000). Risk factors for suicide in psychiatric outpatients: A 20-year prospective study. Journal of Consulting and Clinical Psychology, 68(3), 371-7. [DOI:10.1037/0022-006X.68.3.371] [PMID] [DOI:10.1037/0022-006X.68.3.371]
9. de Catanzaro, D. (1995). Reproductive status, family interactions, and suicidal ideation: Surveys of the general public and high-risk groups. Ethology and Sociobiology, 16(5), 385-94. [DOI:10.1016/0162-3095(95)00055-0] [DOI:10.1016/0162-3095(95)00055-0]
10. Dhingra, K., Boduszek, D., & O'Connor, R. C. (2016). A structural test of the integrated motivational-volitional model of suicidal behaviour. Psychiatry Research, 239, 169-78. [DOI:10.1016/j.psychres.2016.03.023] [PMID] [DOI:10.1016/j.psychres.2016.03.023]
11. Elliott, G., Kao, S., & Grant, A. M. (2004). Mattering: Empirical validation of a social-psychological concept. Self and Identity, 3(4), 339-54.‏ [DOI:10.1080/13576500444000119] [DOI:10.1080/13576500444000119]
12. Evans, E., Hawton, K., Rodham, K., & Deeks, J. (2005). The prevalence of suicidal phenomena in adolescents: A systematic review of population-based studies. Suicide and Life-Threatening Behavior, 35(3), 239-50. [DOI:10.1521/suli.2005.35.3.239] [PMID] [DOI:10.1521/suli.2005.35.3.239]
13. France, M. K. (2011). Introducing the unified measure of university mattering: Instrument development and evidence of the structural integrity of scores for transfer and native students. Harrisonburg: James Madison University.
14. Hassanian-Moghaddam, H., & Zamani, N. (2017). Suicide in Iran: the facts and the figures from nationwide reports. Iranian Journal of Psychiatry, 12(1), 73-90. [PMID] [PMCID] [PMID] [PMCID]
15. Hawkins, K. A., Hames, J. L., Ribeiro, J. D., Silva, C., Joiner, T. E., & Cougle, J. R. (2014). An examination of the relationship between anger and suicide risk through the lens of the interpersonal theory of suicide. Journal of Psychiatric Research, 50, 59-65. [DOI:10.1016/j.jpsychires.2013.12.005] [PMID] [DOI:10.1016/j.jpsychires.2013.12.005]
16. Hill, R. M., & Pettit, J. W. (2014). Perceived burdensomeness and suicide‐related behaviors in clinical samples: Current evidence and future directions. Journal of Clinical Psychology, 70(7), 631-43. [DOI:10.1002/jclp.22071] [PMID] [DOI:10.1002/jclp.22071]
17. Jahn, D. R., & Cukrowicz, K. C. (2011). The impact of the nature of relationships on perceived burdensomeness and suicide ideation in a community sample of older adults. Suicide and Life‐Threatening Behavior, 41(6), 635-49. [DOI:10.1111/j.1943-278X.2011.00060.x] [PMID] [DOI:10.1111/j.1943-278X.2011.00060.x]
18. Joiner Jr, T. E., Van Orden, K. A., Witte, T. K., Selby, E. A., Ribeiro, J. D., Lewis, R., et al. (2009). Main predictions of the interpersonal-psychological theory of suicidal behavior: Empirical tests in two samples of young adults. Journal of Abnormal Psychology, 118(3), 634-46. [DOI:10.1037/a0016500] [PMID] [PMCID] [DOI:10.1037/a0016500]
19. Joiner, T. E. (2005). Why people die by suicide. Cambridge: Harvard University Press.
20. Kiani, A. R., & Sajjad, R. (2019). Validity of the Integrated Motivational-Volitional model of suicidal behavior in Students: Structural model. Journal of Psychiatry and Clinical Psychology. In Press, Uncorrected proof.
21. King, R. A., Ruchkin, V. V., & Schwab-Stone, M. E. (2003). Suicide and the continuum of adolescent self-destructiveness: is there a connection? In R. A. King & A. Apter (Eds.), Suicide in Children and Adolescents, Cambridge Child and Adolescent Psychiatry (pp. 41–62). Cambridge: Cambridge University Press. [DOI:10.1017/CBO9780511550423] [DOI:10.1017/CBO9780511550423]
22. Klonsky, E. D., & May, A. M. (2015). The Three-Step Theory (3ST): A new theory of suicide rooted in the "ideation-to-action" framework. International Journal of Cognitive Therapy, 8(2), 114-29. [DOI:10.1521/ijct.2015.8.2.114] [DOI:10.1521/ijct.2015.8.2.114]
23. Klonsky, E. D., May, A. M., & Glenn, C. R. (2013). The relationship between no suicidal self-injury and attempted suicide: Converging evidence from four samples. Journal of Abnormal Psychology, 122(1), 231-7. [DOI:10.1037/a0030278] [PMID] [DOI:10.1037/a0030278]
24. Large, M., Smith, G., Sharma, S., Nielssen, O., & Singh, S. P. (2011). Systematic review and meta‐analysis of the clinical factors associated with the suicide of psychiatric in‐patients. Acta Psychiatrica Scandinavica, 124(1), 18-9. [DOI:10.1111/j.1600-0447.2010.01672.x] [DOI:10.1111/j.1600-0447.2010.01672.x]
25. Lewis, R., & Taylor, J. (2009). The social significance of religious resources in the prediction of mattering to others: African American and white contrasts. Sociological Spectrum, 29(2), 273-94. [DOI:10.1080/02732170802584484] [DOI:10.1080/02732170802584484]
26. Ma, J., Batterham, P. J., Calear, A. L., & Han, J. (2016). A systematic review of the predictions of the Interpersonal–Psychological Theory of Suicidal Behavior. Clinical Psychology Review, 46, 34-45. [DOI:10.1016/j.cpr.2016.04.008] [PMID] [DOI:10.1016/j.cpr.2016.04.008]
27. Murariu, D. (2016). Testing the interpersonal theory of suicide in community-residing older adults [MSc. Thesis]. Richmond: Western University.
28. O'Connor, R. C. (2011). Towards an integrated motivational-volitional model of suicidal behaviour. In S. Platt, & J. Gordon (Eds.), International Handbook of Suicide Prevention: Research, Policy and Practice (pp. 181-98). Hoboken, New Jersey: John Wiley & Sons. [DOI:10.1002/9781119998556.ch11] [DOI:10.1002/9781119998556.ch11]
29. Orbach, I. (2009). Mental pain, pain-producing constructs, the suicidal body, and suicide. In S. Briggs, A. Lemma, W. Crouch (Eds.), Relating to Self-Harm and Suicide- Psychoanalytic Perspectives on Practice, Theory and Prevention (pp. 104-116). Abingdon: Routledge.
30. Osman, A., Bagge, C. L., Gutierrez, P. M., Konick, L. C., Kopper, B. A., & Barrios, F. X. (2001). The Suicidal Behaviors Questionnaire-Revised (SBQ-R): Validation with clinical and nonclinical samples. Assessment, 8(4), 443-54. [DOI:10.1177/107319110100800409] [PMID] [DOI:10.1177/107319110100800409]
31. Rashid, S., Kiani, A., Khorramdel, K., Yeganeh, N., & Zeinaddini, S. (2017). [The relationship between death anxiety, mattering, perceived burdensomeness and thwarted belongingness with suicidal behavior in college students (the interpersonal-psychological theory for suicide) (Persian)]. Iranian Journal of Emergency Care, 1(1), 31-42.
32. Rashid, S., Kiani, A. R., Khorramdel, K., Gholami, F., & Senobar, L. (2016). The relationship between interpersonal psychological theory of suicide constructs (loneliness, perceived social support, thwarted belongingness and burdensomeness) and suicidal behavior among Iranian students. Health Education & Health Promotion, 4(2), 35-48.
33. Ribeiro, J. D., & Joiner, T. E. (2009). The interpersonal‐psychological theory of suicidal behavior: Current status and future directions. Journal of Clinical Psychology, 65(12), 1291-9. [DOI:10.1002/jclp.20621] [PMID] [DOI:10.1002/jclp.20621]
34. Rimkeviciene, J., Hawgood, J., O'Gorman, J., & De Leo, D. (2016). Assessment of acquired capability for suicide in clinical practice. Psychology, Health & Medicine, 21(8), 954-63. [DOI:10.1080/13548506.2015.1115108] [PMID] [DOI:10.1080/13548506.2015.1115108]
35. Shirazi, H. R., Hosseini, M., Zoladl, M., Malekzadeh, M., Momeninejad, M., Noorian, K., et al. (2012). Suicide in the Islamic Republic of Iran: An integrated analysis from 1981 to 2007. Eastern Mediterranean Health Journal, 18(6), 607-13. [DOI:10.26719/2012.18.6.607] [PMID]
36. Shneidman, E. S. (1993). Suicide as psychache: Aclinical approach to self-destructive behavior. Lanham, Maryland: Jason Aronson.
37. Smith, A. R., Ribeiro, J. D., Mikolajewski, A., Taylor, J., Joiner, T. E., & Iacono, W. G. (2012). An examination of environmental and genetic contributions to the determinants of suicidal behavior among male twins. Psychiatry research, 197(1-2), 60-5. [DOI:10.1016/j.psychres.2012.01.010] [PMID] [PMCID] [DOI:10.1016/j.psychres.2012.01.010]
38. Smith, P. N., Cukrowicz, K. C., Poindexter, E. K., Hobson, V., & Cohen, L. M. (2010). The acquired capability for suicide: A comparison of suicide attempters, suicide ideators, and non‐suicidal controls. Depression and Anxiety, 27(9), 871-7. [DOI:10.1002/da.20701] [PMID] [PMCID] [DOI:10.1002/da.20701]
39. Smith, P. N., Stanley, I. H., Joiner Jr, T. E., Sachs-Ericsson, N. J., & Van Orden, K. A. (2016). An aspect of the capability for suicide—Fearlessness of the pain involved in dying—Amplifies the association between suicide ideation and attempts. Archives of Suicide Research, 20(4), 650-62.‏ [DOI:10.1080/13811118.2016.1162245] [PMID] [PMCID]
40. Twenge, J. M., Catanese, K. R., & Baumeister, R. F. (2003). Social exclusion and the deconstructed state: Time perception, meaninglessness, lethargy, lack of emotion, and self-awareness. Journal of Personality and Social Psychology, 85(3), 409-23. [DOI:10.1037/0022-3514.85.3.409] [PMID] [DOI:10.1037/0022-3514.85.3.409]
41. Van Orden, K. A., Cukrowicz, K. C., Witte, T. K., & Joiner Jr, T. E. (2012). Thwarted belongingness and perceived burdensomeness: Construct validity and psychometric properties of the Interpersonal Needs Questionnaire. Psychological Assessment, 24(1), 197-215. [DOI:10.1037/a0025358] [PMID] [PMCID] [DOI:10.1037/a0025358]
42. Van Orden, K. A., Lynam, M. E., Hollar, D., & Joiner, T. E. (2006). Perceived burdensomeness as an indicator of suicidal symptoms. Cognitive Therapy and Research, 30(4), 457-67. [DOI:10.1007/s10608-006-9057-2] [DOI:10.1007/s10608-006-9057-2]
43. Van Orden, K. A., Witte, T. K., Cukrowicz, K. C., Braithwaite, S. R., Selby, E. A., & Joiner Jr, T. E. (2010). The interpersonal theory of suicide. Psychological Review, 117(2), 575-600. [DOI:10.1037/a0018697] [PMID] [PMCID] [DOI:10.1037/a0018697]
44. World Health Organization. (2013). World Health Organization suicide prevention. Geneva: World Health Organization.

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


کلیه حقوق این وب سایت متعلق به روانشناسی معاصر،دوفصلنامه انجمن روانشناسی ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق