این پژوهش با هدف بررسی نقش واسطهای تعارض کار-خانواده در رابطه بین ارتقای شغلی و مقاومت در برابر تغییر و همچنین آزمایش اثربخشی یک برنامه مداخلهای (آموزش تابآوری مبتنی بر ذهنآگاهی) در کاهش مقاومت در برابر تغییر در میان زنان شاغل طراحی و اجرا شد. این پژوهش در دو مرحله انجام شد. در مرحله اول، پژوهش از نوع همبستگی و در مرحله دوم، از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری کلیه زنان شاغل در صنعت فولاد اصفهان بودند که از بین آنها برای مرحله اول ۱۶۸ نفر و برای مرحله دوم ۳۰ نفر به صورت در دسترس هدفمند انتخاب شدند. در مرحله اول شرکتکنندگان به مقیاس فرصت ارتقای شغلی، پرسشنامه تعارض کار-خانواده و پرسشنامه مقاومت در برابر تغییر پاسخ دادند. در مرحله دوم از بین شاغلانی که بالاترین مقاومت در برابر تغییر را داشتند؛ ۳۰ نفر به صورت هدفمند انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. در این مرحله به گروه آزمایش تابآوری مبتنی بر ذهنآگاهی آموزش داده شد و مجدد در پسآزمون دو گروه به پرسشنامه مقاومت پاسخ دادند. برای تحلیل دادهها در مرحله اول از تحلیل مسیر و آزمون بوتاستراپ و در مرحله دوم از تحلیل کوورایانس با کنترل پیش آزمون استفاده شد. نتایج نشان داد که تعارض کار-خانواده در رابطه بین ارتقا و مقاومت در برابر تغییر میانجی است و نیز آموزش تابآوری مبتنی بر ذهنآگاهی بر مقاومت در برابر ارتقا در زنان شاغل اثر دارد. برای کاهش مقاومت در برابر ارتقا در زنان سازمانها باید به تعارضهای ممکن توجه کنند و از آموزش تابآوری مبتنی بر ذهنآگاهی بهره ببرند.
| بازنشر اطلاعات | |
|
این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است. |