، نسیم رضائی2
، رویا عاشوری3
پدیده وانمودگرایی(IP) به احساس فریبکاری در میان افرادی اشاره دارد که تواناییهای خود را دستکم میگیرند و موفقیتهای خود را به عوامل بیرونی نسبت میدهند که منجر به احساسات منفی، انگیزههای نامطلوب و کاهش بهزیستی می-شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سبکهای فرزندپروری و پدیده وانمودگرایی با نقش میانجی عزت نفس و تاب آوری انجام شد. پژوهش حاضر از نوع توصیفی همبستگی بود. جامعهی آماری این پژوهش شامل تمامی دانشآموزان دختر و پسر مقطع متوسطه دوم سال تحصیلی 1402- 1403شهرستان فارسان بود و تعداد 230 دانشآموز با روش نمونه گیری در دسترس مورد بررسی قرار گرفتند. در این پژوهش از پرسشنامه پدیده وانمودگرایی کلانس (1985)، پرسشنامه سبکهای فرزندپروری بامریند (1967)، پرسشنامه عزت نفس روزنبرگ (1965) و مقیاس تاب آوری کونور و دیویدسون (2003) استفاده شد. یافتهها نشان دادند سبک فرزندپروری سهلگیرانه فقط به طور مستقیم بر پدیده وانمودگرایی تاثیر دارد؛ سبک فرزندپروری مقتدرانه تاثیر مستقیم بر پدیده وانمودگرایی ندارد اما به طور غیرمستقیم با میانجی گری عزت نفس و تاب آوری بر پدیده وانمودگرایی اثرگذار است؛ سبک فرزندپروری مستبدانه هم به طور مستقیم و هم به طور غیرمستقیم با میانجی گری عزت نفس و تاب آوری بر پدیده وانمودگرایی تاثیر دارد. بنابراین عزت نفس در رابطه سبک فرزندپروری مقتدرانه با پدیده وانمودگرایی و رابطه سبک فرزندپروری مستبدانه با پدیده وانمودگرایی نقش میانجی را ایفا میکند؛ همچنین تابآوری در رابطه سبک فرزندپروری مقتدرانه با پدیده وانمودگرایی و رابطه سبک فرزندپروری مستبدانه با پدیده وانمودگرایی نیز نقش میانجی دارد. میتوان نتیجه گرفت که سبکهای فرزندپروری تأثیرات متمایزی بر پدیده وانمودگرایی دارند؛ سبک سهلگیرانه به طور مستقیم و سبک مقتدرانه و مستبدانه به طور غیرمستقیم از طریق عزت نفس و تابآوری با وانمودگرایی مرتبط هستند. نتایج پژوهش اهمیت عزت نفس و تابآوری را به عنوان عوامل کلیدی در درک ارتباط میان سبکهای فرزندپروری و پدیده وانمودگرایی برجسته میسازد. روانشناسان میتوانند از این یافتهها جهت پیشگیری و کنترل پدیده وانمودگرایی در دانشآموزان استفاده کنند.
| بازنشر اطلاعات | |
|
این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است. |